سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
.
 تعداد کل بازدید : 121342

  بازدید امروز : 1

  بازدید دیروز : 94

درباره سلامتی

 
مردی از قبیله خثعم نزد رسول خدا آمد و گفت : «منفورترین کار نزد خداوند چیست ؟».فرمود : «شرک ورزیدن به خداوند» .پرسید : «پس از آن چیست ؟».فرمود : «بُریدن از خویشان» .پرسید : «پس از آن چیست ؟».فرمود : «امر به منکر و نهی از معروف» . [.عبداللّه بن محمّد ـ به نقل از امام صادق علیه السلام ـ]
 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: جمعه 95/7/2::: ساعت 10:0 عصر

سلامت و سبک زندگی/3

به بهانه روز جهانی بدون خودرو


عجب از این بشر دو پا !

اختراع می کند، ماشین می سازد، و سپس می نشیند عزا می گیرد که عجب غلطی کردم!!! محیط زیست را به گند کشیدم!

قبلاً تبلیغ می کردند: «هر شهروند یک خودرو» (به عنوان مثال قبل از انقلاب شعار می دادند «هر ایرانی یک پیکان»!

حالا تبلیغ می کنند: «کمپین بدون خودرو»، «روز جهانی بدون خودرو» و ... !

توسعه و ترویج حمل و نقل عمومی هم با یک بام و دو هوا نمی شود.

مسؤولین امر اگر واقعاً به فکر محیط زیست هستند این همه که به ماشین های شخصی فشار می آورند برای معاینه فنی، خوب است یک فشاری هم به این اتوبوس ها بیاورند که بعضاً هرکدامشان به اندازه 10 و بلکه شاید تا 50 خودروی شخصی و بیش از آن دود به حلق مردم می دهند، محیط زیست را به گند می کشند و هیچ گشت راهنمایی و رانندگی هم کاری با آن ها ندارد!

حالا در این هوای آلوده که همین خودروهای عمومی دارای نقص فنّی نقش به سزایی در تولیدش دارند انتظار دارید که مردم، دوچرخه سوار شوند و بروند در خیابان دود بخورند؟!

درضمن در جایی مثل تهران که در دامنه کوه قرار دارد، دوچرخه سواری همه جا به دلیل وجود سربالایی مقدور نیست ...

بگذریم که این سرگشتگی ها همه نتیجه عقل منقطع از وحیِ بشرِ دور شده از تعالیم انبیاست!

بشری که تنها به سود و زیان مادی، لذّت های آنی و تمنّیات این جهانی می اندیشد و نتیجه پیشرفتش اختراعی می شود که در نهایت خود معترف به افزون شدن مضرّاتش نسبت به فواید آن می شود:

«... فرض بر این بود که اتومبیل، مقدار لازم برای رفتن از محلی به محل دیگر را کوتاه می کند. واقع امر این است که عکس آن از کار درآمده است.آمریکایی ها با گسترش استفاده از اتومبیل، دورتر از محل کار خود، زندگی کردن را آغاز کرده اند.

40 سال پیش فاصله میان محل کار و خانه مردم چنان بود که آن را پیاده طی می کردند؛ اما امروزه مردم در حومه شهرها پراکنده شده اند و فاصله خانه تا محل کار گاهی 30 تا 45 کیلومتر است.

در حالی که اتومبیل وسیله نقلیه ای سریع تر از پیاده روی است، وقتی ترافیک ساعات ازدحام، امکان راندن سریع تر از 8 تا 10 کیلومتر در ساعت را نمی هد ... مسأله سرعت معنی خود را از دست خواهد داد.

اکنون در اغلب جاها از 30 دقیقه تا یک و نیم ساعت طول می کشد تا به محل کار بروند و از آنجا بازگردند و این تقریباً برابر همان مدت زمانی است که مردم 40 سال پیش که خانه هایشان در نزدیکی محل کارشان بوده برای پیاده رفتن یا سوار شدن به گاری های کوچک طی می کردند ...

مرگ و خرابی حاصل از اتومبیل وحشتناک تر از دیگر چیزهایی است که کشور ما حتی در زمان جنگ با آن روبرو شده است ...

خسارات جانی و مالی ناشی از حوادث ترافیک به دلار، ده بار بیشتر از مجموع همه شکل های دیگر جنایات با اعمال زور بوده است ...

تازه این خسارات فقط بخشی از داستان را نشان می دهد؛ با آغاز عصر اتومبیل، بزرگراه ها و هزارها هزار کیلومتر جاده سیمانی، آسفالتی و بتونی احداث شده اند؛ آسیب وارد به محیط زیست از ترکیب مرگبار بزرگراه ها و اتومبیل ها امری استثنایی است ...

سیستم بزرگراه - به قول جرج دبلیو براون، یکی از خبرگان حمل و نقل- منابع زمین و اتمسفر را به میزانی می بلعد که تحمّل آن غیرممکن است ...

اگرچه راهی برای محاسبه خسارت کلی وارد به ساختمان ها و دیگر ساخت های شهری به وسیله اصطکاک پیوسته، وزن، حرکت و فرسایش عمومی حاصل از ترافیک داخل شهری وجود ندارد ...

اکنون معلوم شده است که بخشی از افزایش چشمگیر مرگ و میر ناشی از بیماری های قلبی و سرطان را می توان با آلودگی هوا بر اثر دودهای اگزوز اتومبیل ها و کامیون ها و اتوبوس ها ردیابی کرد ...

شخصی که اتومبیلی را در بزرگراه می راند، بی شک از این شگفت زده خواهد شد که بداند هر بار که به پدال گاز فشار می آورد، دارد به وارد کردن آسیب مغزی به کودکان 5 الی 6 ساله کیلومترها دورتر بالقوّه کمک می کند ...»(*)

پی نوشت:

*- کتاب «جهان در سراشیبی سقوط» (نوشته جرمی ریفکین و تد هوارد، ترجمه مرحوم دکتر محمود بهزاد)، بخش پنجم(انتروپی و عصر صنعتی)، مبحث «حمل و نقل»، صفحات 164 الی168



 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: یکشنبه 95/4/27::: ساعت 10:7 صبح

سلامت و سبک زندگی/ 2

 شاید کمابیش در برخی مساجد و نمازخانه ها به آثار چرک و کدورت روی سطح مُهرهای موجود در جامهری ها برخورد کرده باشید که هر از گاهی به منظور رفع آلودگی با سمباده خراشیده می شود و در نتیجه همواره این مُهرها یا کدر است و یا به علّت سمباده کشی های مکرّر به شکل قناص و بی قواره ای در آمده است.

لذا در یکی از دانشگاه ها به منظور تسهیل نظافت مُهرها و امکان رفع آسان آثار چرک از آن ها، پیشنهاد دادیم از سنگ های مخصوص به جای مُهرهای خاکی استفاده شود تا هم قابل شستشو باشد و هم شاهد صحنه های ناخوش آیند آلودگی روی انواع مُهر های خاکی(از جمله تُربت) نباشیم چرا که این قبیل مُهرها در پی استفاده مشترک و مدوام از آن ها، زودتر دچار فرسودگی می شود و سریعتر و بیشتر از انواع سنگی آن، کدورت و آلودگی را به خود جذب می کند و زدودن آثار چرک و آلودگی از آن ها نیز مستلزم مشقّت و صرف وقت و همچنین صرف هزینه مکرّر برای تعویض آن ها در فواصل زمانی کوتاه می باشد.

سپس چندی بعد در پی اجرای این پیشنهاد، یکی از نشریات دانشجویی صدای اعتراضش بلند شد که «این مُهرهای یخ زده را جمع می کنیم!» و استدلالشان هم این بود که طبق روایات و سیره اهل بیت(علیهم السّلام) استفاده از تربت سیّدالشّهداء(علیه السّلام) آثار و برکات معنوی فراوانی دارد:

امّا در یکی از روایات نقل شده در آن مقاله آمده بود «امام صادق(ع) کیسه ای داشتند و تربت امام حسین(ع) را در آن نگه داری می کردند و هر وقت نماز می خواندند آن را به سجّاده شان می ریختند ...»

یک بار دیگر روایت را با دقّت ملاحظه کنید!: «کیسه ای داشتند ... نگه داری می کردند ...»یعنی آن حضرت از تُربت به صورت شخصی و انفرادی استفاده می کردند و مانند همین جامُهری های جیبی امروزی، آن را دخل یک کیسه پارچه ای تمیز نگهداری می کردند.

پس چه بهتر در سبک زندگی خود همانطور که برای رعایت بهداشت فردی مسواک شخصی داریم، شانه و حوله شخصی داریم و ...، به تأسی از ائمه اطهار(علیهم السّلام) یک مُهر شخصی -که می تواند از تربت سیّدالشّهداء(علیه السّلام) باشد- داشته باشیم و آن را داخل یک جامُهری پارچه ای تمیز نگهداری کنیم و در خارج از منزل نیز هنگام اقامه نماز در مساجد و نمازخانه ها از آن استفاده کنیم و بدانیم وزن آن بیشتر از وزن تلفن همراهمان نیست و به همراه داشتنش مشقّتی به دنبال نخواهد داشت.

در این صورت هم از ثواب و آثار و برکات استفاده از تربت سیّدالشّهداء(علیه السّلام) بهره بردیم و هم مُهرهای مشترک موجود در مساجد کمتر آلوده می شود و در نتیجه کمتر شاهد آلودگی و بی نظمی خارج از شأن جامعه مسلمین - که پیامبرش فرمود ألنّظافة من الإیمان- در جامُهری های مساجد خواهیم بود و دیگر برایمان فرقی نمی کند مُهرهای مشترک موجود در مساجد و نمازخانه ها از چه جنسی باشد و دیگر اینچنین جنجال به راه نخواهیم انداخت:

اهدای مهرهای سنگی به مساجد!، بدعتی انحرافی از مدیران دینی 

استفاده از سنگ بجای مهر در مسجد جمکران

جایگزین کردن سنگ به جای تربت در مسجد مقدس جمکران !


همانطور که در منابع دینی ما بر استفاده از تربت سیّدالشّهداء(علیه السّلام) تأکید شده است، نسبت به رعایت نظم و بهداشت و پاکیزگی نیز تأکید بسیار شده است، پس بهتر است که به متولیّان امر اجازه دهیم به منظور حفظ پاکیزگی ظاهری، سهولت در نظافت و امکان چیدمان منظّم تر، از مُهرهای سنگی در مساجد و نمازخانه ها استفاده کنند و اگر می خواهیم از ثواب و آثار و برکات استفاده از تربت سیّدالشّهداء(علیه السّلام) بهره مند باشیم یک مُهر جیبی از تُربت داخل پارچه تمیز به همراه داشته باشیم و با خرید این قبیل مُهرها به عنوان سوغاتی و هدیه دادن به نمازگزاران ضمن شریک شدن در ثواب آنان، دیگران را نیز طبق سیره اهل بیت (علیهم السّلام) به استفاده از مُهر اختصاصی (به جای استفاده مشترک) ترغیب کنیم.

-----------------------------

این مقاله در واقع سخنرانی کوتاه اینجانب در تاریخ 25 بهمن 1394 در نمازخانه خوابگاه امام حسین(علیه السلام) یکی از دانشگاه ها می باشد که در اینجا قدری با تفصیل بیشتری به آن پرداخته شده است.


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: دوشنبه 95/4/7::: ساعت 7:29 عصر

سلامت و سبک زندگی/1

یکی از شب های قدر با بچه های محل به مجلس استاد محمد اکرمی رفته بودیم. یکی از بچه ها رفیقش را هم آورده بود؛ کنار من که نشسته بود دهانش بوی سیگار می داد.

با خودم فکر کردم خدا کند حاج آقا اکرمی جمله ای هم در مذمّت استعمال دخانیات بگوید.

همان اول بسم الله معلّم ما حدیثی از امام علی(علیه السلام) نقل کرد که «زبان عاقل در پشت قلب اوست و قلب احمق در پشت زبانش قرار دارد» و سپس اینگونه شروع کرد به شرح حدیث:

«آدم احمق اول حرف می زند سپس فکر می کند چه گفته!
آدم احمق اول سیگار می کشد بعد فکر می کند چطور ترک کند!
آدم احمق...»

متأسفانه این حکایت حماقت های روزمرّه ماست:

بی محابا به بهانه راحتی و صرفه جویی در وقت، در هر مجلسی از ظروف و سفره های یک بار مصرف استفاده می کنیم و حتی برای یک جرعه آب خوردن هم احساس نیاز به لیوان یک بار مصرف می کنیم بعد فکر می کنیم راستی مجاورت این پلاستیک ها با مواد غذایی، عوارضی برای سلامتی ما ایجاد نمی کند؟ پسماند این ها بحران زیست محیطی برای ما درست نمی کند؟

و یا اینکه بی حساب و کتاب از کیسه های پلاستیکی استفاده می کنیم بعد فکر می کنیم کمپین راه بیاندازیم برای جایگزینی آن با همان پاکت های کاغذی و مقوایی قدیم!

مایکروویو را جزو لوازم اساسی منزل و آشپزخانه قرار می دهیم بعد که حسابی به استفاده از آن عادت کردیم فکر می کنیم راستی امواج آن برای سلامتی ضرر ندارد؟ چگونه باید استفاده کنیم که امواج آن برای سلامت مواد غذایی و سلامت خودمان ضرر نرساند؟

تکنولوژی تلفن همراه و پس از آن نسل اندروید را به سرعت هر چه تمام وارد می کنیم و تبلیغ می کنیم تا اینکه جزو ملحقات ضروری همه مردم از کودک و پیر و جوان و ... شود آن وقت فکر می کنیم باید فرهنگ استفاده از آن ها را به مردم آموزش دهیم و یادمان می افتد بپرسیم آیا امواج این گوشی ها، امواج آنتن های BTS، این امواج Wi-Fi و ... برای سلامتی ضرر ندارد؟ دوز مواجهه تا چه حدّی قابل قبول است؟

غذاهای صنعتی و فست فودها را رواج می دهیم بعد فکر می کنیم حالا چطور مردم را به سمت مصرف محصولات طبیعی و ارگانیک سوق بدهیم؟!

به تبلیغ تکنولوژی تراریخته(دستکاری ژنتیکی محصولات کشاورزی) می پردازیم و آن را عادی جلوه می دهیم سپس یهویی به فکر بررسی عوارض آن می افتیم و شروع می کنیم به هشدار کارشناسی دادن و بررسی تحقیقات انجام شده در سایر کشورها و در نهایت جنبش مقابله با این محصولات را برپا می کنیم!

بی محابا مجوز ساخت و ساز و انبوه سازی می دهیم سپس بحث کارشناسی راه می اندازیم که آپارتمان نشینی چه آسیب هایی دارد؟ آیا واقعاً گسترش آن- به خصوص در شهرهای کم جمعیت- ضرورت داشت؟ آیا سرانه فضای سبز و فضای بازی کودکان برای ساکنان آن رعایت می شود؟ بهتر نبود در خصوص نمای ساختمان ها یک وحدت رویه ای إعمال می کردیم تا شاهد این همه آلودگی بصری و بی ریختی در شهر نمی شدیم؟

کارخانه می سازیم بعد فکر می کنیم راستی نباید جهت وزش باد را در نظر می گرفتیم تا جهت آلودگی به سمت شهر نباشد؟ نباید از ابتدا کارخانه داران را ملزم به نصب فیلتر در دهانه دودکش هایشان می کردیم؟

خودروسازان را رها می کنیم هر تعداد و هر طور که می خواهند خودرو تولید کنند بعد فکر می کنیم راستی بهتر نیست آن ها را ملزم به نصب کنیسر برای کنترل آلودگی ناشی از بخارات بنزین کنیم؟ آیا نباید آن ها را از ابتدا ملزم به نصب ترمز ABS و Air Bag می کردیم؟

مجوز می دهیم مثل قارچ در هر کوی و برزنی باشگاه بدنسازی برپا کنند آن هم به صورت صد در صد تقلیدی و با نسخه اصل وارداتی، آن وقت فکر می کنیم با آسیب های بی شمار فرهنگی و سلامتی آن چه کنیم؟!

آیا بهتر نبود همان زورخانه های قدیم را با فرهنگ خودی و بدون نیاز به هزار جور کوفت و زهر مار پُف دهده عضلات به روز می کردیم و رواج می دادیم و فرهنگ پهلوانی را به پای فرهنگ عَفِن بدن نمایی افراطی قربانی نمی کردیم؟ فرهنگی که فربهی بدن را در خدمت إعمال شهوات نفسانی می خواهد نه وسیله ای برای سلامت نفس و تحقّق آرمان های متعالی!

بگذریم ... اگر منتظر ظهور هستیم، باید دست از حماقت هایمان برداریم و به سمت منجی حرکت کنیم.

پی نوشت:
*- نهج البلاغه، حکمت40 : «لسان العاقل وراء قلبه و قلب الاحمق وراء لسانه»


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: سه شنبه 95/4/1::: ساعت 6:52 عصر

نگران نباشید آقای وزیر!
اگر پزشکان نباشند اتفاقی نمی افتد!

جناب آقای دکتر سید حسن قاضی‌زاده هاشمی، وزیر محتر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی  در واکنش به افشای برخی فیش های حقوقی نجومی، فرمودند: «افشای فیش های حقوقی سیاسی است»

و در ادامه اظهار نگرانی نمودند که «این پزشکان اگر نباشند کشور را چه کسی می خواهد جمع کند؟ اگر روزی این افراد کار نکنند فکر کردید چه اتفاقی خواهد افتاد؟»

لذا بر خود فرض دانستم به استناد تجربیات، گزارشات و برخی مقالات علمی ثبت شده در گذشته به رفع نگرانی ایشان بپردازم:

   1-در کتاب «دارو، مسأله پزشکی قرن» آمده است:«اعتصاب پزشکان در لوس آنجلس در سال 1976 که به مدت 5 هفته طول کشید، 18 درصد از تلفات بیماران کم شد و دقیقاً از 19/8 درصد به 16/2 در صد هزار نفر جمعیت رسید ولى پس از اینکه پزشکان شروع به کار نمودند تعداد تلفات بیماران افزایش یافت و حتى اندکى بیش از دوران قبل از اعتصاب رسید!» (1)

2-مورد دوم، خبر روزنامه اطلاعات مورخ 1353/3/31 با عنوان «اعتصاب پزشکان باعث 60 درصد کاهش مرگ و میر بیماران شد» می باشد:

«اورشلیم-دیروز متصدیان کفن و دفن در گورستان هاى اسراییل اعلام کردند بر اثر اعتصاب 10 روزه پزشکان در اسراییل میزان مرگ و میر در حدود 60 درصد کاهش یافته است.

متصدیان کفن و دفن مُرده ها در یک مصاحبه مطبوعاتى گفتند که نمى دانند آیا این امر یک واقعه تصادفى است یا آنکه واقعا بر اثر عدم مداخله پزشکان، مردم جان سالم به در برد ه اند!

در جریان مصاحبه متصدیان گورستان ها، خبرنگاران به شوخى اظهارامیدوارى کردند که پزشکان براى ترحّم به مردم هر چند یک بار دست به اعتصاب هاى طولانى بزنند و کارى به کار بیماران نداشته باشند!»(2)

3- در کتاب «جهان در سراشیبی سقوط» در فصل مربوط به «پزشکی جدید» می خوانیم: «حقیقت این است که پزشکى درمانى امروزى نقش کوچکى در از بین بردن بیماری هاى عمده مرگبار ایفا کرده است و چندان حق ندارد ادعا کند که سهم بزرگى در افزایش عمر دارد.

از چند بررسى معلوم شده است که عوامل عمده دست اندرکار بودنِ افزایش طول عمر در 150 سال گذشته، بهداشت و بهسازى و بهبود تغذیه بوده است.

از یکى از بررسى هایى که در دانشگاه بوستون و بیمارستان عمومى ماساچوست به وسیله جان و سونیا مک کین لى انجام گرفته است، مانند بررسى اى که قبلا" به وسیله مک کئوون در اروپا انجام شده بود معلوم شد که اُفت میزان مرگ و میر درایالات متحده از سال 1900 به این طرف به علت از بین رفتن باتلا ق ها و افزایش بهداشت عمومى بوده است.

گزارش بر روى هم نتیجه مى گیرد:اقدامات پزشکى (هم شیمى درمانى و هم پیشگیرى) از سال 1900 ظاهراً اثر کمى در کل کاهش مرگ و میر در ایالات متحده داشته است ... (3)

4-در مقاله ورنون‌ کلمن‌ با عنوان «پزشکان، تهدید برای سلامتی» آمده است: «تردیدی‌ نیست‌ که‌ پزشکان‌ یکی‌ از بزرگ‌ترین‌ (اگر نگوییم‌ بزرگ‌ترین‌) عوامل‌ بیماری‌ در اکثر کشورهای‌ توسعه‌ یافته‌ هستند...

مطالعات‌ مختلف‌ نشان‌ داده‌ است‌ که‌ علی‌رغم‌ این‌که‌ سرانه‌ بهداشتی‌ افراد در دنیای‌ حاضر به‌ بیشترین‌ حد خود در مقایسه‌ با تاریخ‌ بشر رسیده‌ است‌، اما انسان‌ امروز در مقایسه‌ با اجداد خود، بیمارتر گردیده‌ است‌.

از سوی‌ دیگر برخلاف‌ تبلیغات‌ پزشکان‌ و شرکت‌های‌ دارویی‌ در مورد پیشرفت‌های‌ خود، تحقیقات‌ اخیر نشان‌ داده‌ که‌ با در نظر گرفتن‌ مواردی‌ چون‌ کاهش‌ مرگ‌ و میر نوزادان‌، دسترسی‌ به‌ آب‌ بهداشتی‌، سیستم‌های‌ نوین‌ رفع‌ فاضلاب‌ و شرایط‌ بهتر زندگی‌، طول‌ عمر مورد انتظار افراد در قرن‌ بیستم‌، در مقایسه‌ با گذشته‌ تغییر محسوسی‌ نکرده‌ است‌.

از سوی‌ دیگر، ناتوانی‌ پزشکی‌ معاصر - که‌ به‌ دستیار صنعت‌ قدرتمند، پرزرق‌ و برق‌، ستیزه‌جو و ثروتمند داروسازی‌ تبدیل‌ شده‌ است‌ - در درمان‌ بیماری‌هایی‌ نظیر بیماری‌های‌ قلبی‌، دیابت‌، آرتروز و سرطان‌، عدم‌ توجه‌ به‌ روش‌های‌ طب‌ سنتی‌ و تمسخر دستاوردهای‌ آن‌، درمان‌ علایم‌ بیماری‌ و نه‌ علت‌ آن‌ و چندین‌ عامل‌ دیگر، باعث‌ گردیده‌ که‌ امروزه‌ پزشکان‌ به‌ یکی‌ از تهدیدهای‌ زندگی‌ تبدیل‌ شوند.

پزشکان‌ و پرستاران‌ امروز، باید یک‌ برچسب‌ اعلام‌ کننده‌ «خطر تهدید سلامتی‌» را بر پیشانی‌ خود نصب‌ کنند. هر بیمارستان‌ نیز باید یک‌ تابلوی‌ اعلام‌ «تهدید سلامتی‌» در ورودی‌ خود داشته‌ باشد...»(4)

لذا مطالعه کامل این مقاله را نیز جهت رفع نگرانی از اینکه اگر روزی پزشکان نباشند، توصیه می کنم.

همانطور که ملاحظه کردید با توجه به آنچه که به عنوان مشت نمونه خروار ذکر شد نشان می دهد اگر پزشکان نباشند، چندان جای نگرانی نیست و این نمی تواند بهانه ای باشد برای چپاول مردم و توجیه فیش های حقوقی نجومی و از آن زشت تر، توجیه زیرمیزی گرفتن به بهانه ی واقعی نبودن تعرفه ها از سوی نائب رئیس جامعه جراحان ایران (که شُکر خدا این جامعه از این اظهارات اعلام برائت نمود)

پی نوشت ها:

1-مقاله «خطاها و خطرات پزشکی جدید»، نوشته مرحوم سید عبدالله خلیلی، منتشر شده در نشریه صبح، شماره 88، دی ماه 1377، صفحات 40 و 41

2- همان

3-همان

4- منبع: www.vernoncoleman.com، منتشر شده در سیاحت غرب، شماره 28 و ماهنامه موعود: پزشکان‌، تهدیدی‌ برای‌ سلامتی‌


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: دوشنبه 95/3/24::: ساعت 9:2 صبح

سخنران: دکتر سید سعید اسماعیلی، متخصص طب سنتی و عضو هیأت علمی دانشگاه شاهد

 زمان و مکان: 23 خرداد ماه 1395- سالن همایش های امام خمینی(ره)

دریافت فایل صوتی

گزیده مطالب مهم سخنرانی:

روزه داری سالم از نظر دفع فضولات بدن می تواند جایگزین تدابیر تجویز مسهل ها، فصد، حجامت و ... شود.

برخی غذاها عمدا به گونه ای طراحی شده برای اینکه شما مریض شوید؛ یک بازار 80-70 میلیونی هستیم برای خرید دارو!

برای افطار باید غذاهای لطیف و زودهضم مصرف کنیم

مصرف شیر مخلوط با زرده تخم مرغ خام و میوه های تازه همچون انبه ، موز، خرما و ... توصیه نمی شود. همچنین مصرف شیر با قهوه و یا همراه با چای نیز مناسب نیست.

ما مصرف شیر مخلوط با میوه های خشک مثل پسته و بادام و یا همراه با عسل و انواع شیره ها(مانند شیره خرما، انگور و یا توت) خوب است و توصیه می شود.

مشکل خلط گلو هنگام روزه داری

این خلط خودش جزو فوائد روزه داری است که بدن فرصتی پیدا کرده تا مواد زائد جمع شده در سینوس ها، گلو و ... را خارج کند.

حال اگر مشکلی داریم برای کاهش این اخلاط، موارد ذیل توصیه می شود:
1- کاهش مصرف سردیجات مثل ماست و دوغ و سالاد کاهو
2- بخور بابونه یا آویشن
3- دمنوش بابونه یا آویشن

حلیم یک غذای دیرهضم و سنگین است و برای معده های ضعیف بهتر است کمتر مصرف شود و بهتر است از گوشت بوقلمون  تهیه شود که لطیف است.

گوشت گوسفند بهترین گوشت است برای انسان

سؤال: برخی متخصصین می گویند گوشت گوسفند دلیل چربی بیشتر نسبت به سایر گوشت ها خوب نیست.

پاسخ: بیخود می گویند! روغن های پالم آشغال را جمع کنند تا مردم چربی زیاد دریافت نکنند؛ چون سالم می مانیم و به ضرر یک عده است می گویند مصرف گوشت گوسفند مشکل دارد!

چاره سردردهای روزداری

سردردها در روزه داری دو نوع است:

1- سردردهای صبحگاهی به این دلیل است که در وعده سحری پرخوری می کنیم و بلافاصله می خوابیم که باعث می شود بخارات ناشی از هضم غذا به بالا بزند و موجب سردرد و بوی بد دهان شود.

چاره این است که هنگام سحر پرخوری نکنیم و پس  از صرف غذا نیز چیزهایی بخوریم که جلوی بالا رفتن این بخار حاصل از هضم را بگیرد مانند مخلوط آویشن آسیاب شده یا تخم گیشنیز آسیاب شده با شکر

2- سردرد دم افطار نیز ناشی از ضعف است و چاره اش این است که در وعده افطاری و سحری غذاهای خوب برای مغز بخوریم مثل مویز و بادام که مغز را تقویت می کند.

سایر سرفصل های سخنرانی:

تدابیر کنترل تشنگی شدید

یبوست و روزه داری

سنگ کلیه و روزه داری

دیابت و روزه داری

آیا در ایام روزه داری می توان حجامت کرد؟

چاره کم خوابی در روزه داری

آیا روزه داری برای مادران شیرده مجاز است؟

درباره روزه اولی ها

چاره دل درد پس از سحری


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: پنج شنبه 95/2/23::: ساعت 11:36 صبح

این روزها به بهانه فرمایشات اخیر آیت الله جوادی آملی در دیدار یکی از منتخبین مجلس دهم با ایشان، بحث از واژه "دیوث سیاسی" است.

من هم میخواهم بروم سراغ طرح و تحلیل واژه "دیوث بهداشتی"

واژه «دیّوث» به فرد بی غیرت اطلاق می شود که از ناموس خود دفاع نمی کند و اجازه نفوذ بیگانه را به حریم خود می دهد، بنابراین «دیّوث بهداشتی» کسی است که غیرت حفاظت از سلامت، ایمنی و محیط زیست را ندارد.

اما اجازه نفوذ عوامل بیماری زا و خطرزا را دادن، نتیجه و ثمره کار «دیوث های بهداشتی» است؛ ما ابتدا باید به شناسایی این گروه از افراد بپردازیم.

1-  گروهی از «دیوث های بهداشتی» کسانی هستند که در برابر اخطارها و تذکرات بهداشتی سعی می کنند از نفوذ خود و اطرافیانشان برای دور زدن قانون استفاده کنند

وقتی در یکی از شهرهای اطراف تهران طرح می گذراندم، به این مُدل از آدم ها زیاد برخورد کردم و آن ها را تا حد مقدور از دم تیغ قانون گذراندم؛ از مغازه داری که برادرش عضو شورای شهر بود گرفته تا کسی که پدرش رییس شورای شهر بود و حتی کسی که خواهرش همکار خودمان در مرکز بهداشت بود و...

2-  گروهی دیگر از این افراد کسانی هستند که سلامت، ایمنی و محیط زیست را با اقداماتشان در معرض مخاطره قرار می دهند و وقتی به آن ها تذکر داده می شود، به جای پذیرش و سعی در اصلاح اشتباه خود، پشت نقاب مقدّسات و انواع توجیهات مذهبی مخفی می شوند.

3-  انواع «دیوث های بهداشتی» در حوزه سلامت مواد غذایی و آشامیدنی و ... را هم که مستحضرید چه کسانی هستند:

کسانی که آبلیموی بدون لیمو تولید می کنند
کسانی که آب لوله کشی را داخل بطری می کنند و به نام آب معدنی می فروشند
کسانی که به انواع تقلبات مواد غذایی روی می آورند
کسانی که بی جهت مردم را نسبت به سلامت برخی مواد غذایی و آب آشامیدنی بی اعتماد می کنند تا جنس و تجهیزات خود(نظیر دستگاه تصفیه آب) را بفروشند
کسانی که انواع شایعات و خبرهای جعلی مرتبط با حوزه سلامت و بهداشت را منتشر می کنند.
...

4-  اما «دیّوث بهداشتی» در حوزه حاکمیتی و تصمیم گیری هم داریم؛ یعنی کسانی که در جایگاه تصمیم گیری برای اداره کشور، منطقه، شهر و یا محلّه، درمان را بر بهداشت مقدّم می دارند.
هنر این عده خلاصه می شود به صرف هزینه و خرید امکانات و تجهیزات برای درمان مبتلایان و گرفتاران، و سعی نمی کنند با استعانت از علم و تجربه متخصصان امر، تدبیری بیاندیشند تا کسی از ابتدا بیمار و گرفتار نشود و لذا سعی نمی کنند با قدری سرمایه گذاری در امر پیشگیری، هزینه های هنگفت درمان و مراقبت را کاهش دهند.

یک رودخانه ای را در نظر بگیرید که به دلیل برخورداری از یک موقعیت خطرساز موجب بروز حادثه و غرق شدن مردم می شود، اما آن فرد مسؤول تصمیم گیر بی توجه، به جای صرف هزینه ای اندک برای رفع و اصلاح و مرمّت آن موقعیت حادثه خیز، همه همّ و غم خود را صرف به کارگیری نیرو و امکانات برای نجات افراد گرفتار و حادثه دیده می کند.

5- دیّوث در حوزه درمان نیز داریم. کسانی که دغدغه و ملاکشان برای رسیدگی و درمان بیماران، پول است و پول است و پول، و دیگر هیچ! لذا در این راستا به بهانه واقعی نبودن تعرفه ها انواع زیرمیزی و رومیزی را توجیه کرده و عادی و حق خود تلقّی می کنند

إن شاءالله در آینده در قالب سلسله مباحث «سلامت و سبک زندگی» به آسیب شناسی در این زمینه (به خصوص دو مورد اول) با بیان مصادیق خواهم پرداخت.


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: سه شنبه 94/5/6::: ساعت 9:34 صبح

نقد هفته نامه سلامت(15)

پس از اینکه هفته نامه سلامت، تفاهم لوزان را از قلم یک روانپزشک موجب ارتقاء سلامت روان در جامعه تلقی کرده بود، در یادداشتی به کنایه خدا را شکر گفتیم که با این تفاهم ها و مذاکرات، گویا قرار است همه مشکلات روحی، روانی، رفتاری، اجتماعی، بهداشتی، محیط زیستی، سیاسی، فرهنگی، تربیتی و... جامعه یک جا حل شود!!!

اما پس از توافق اخیر وین، هفته نامه سلامت در شماره 530 خود چنان طرحی زده است که گویا قرار است همه معضلات محیط زیست و آلودگی هوا در پی این توافق حل شود.

با دیدن این طرح - که تقریباً همه فضای نیم صفحه روی جلد را به خود اختصاص داده است- تصور می شود در صفحاتی مثل «موضوع ویژه» شاهد بحث مبسوط کارشناسان و متخصصان امر در این خصوص خواهیم بود، اما صفحات را ورق می زنیم می بینیم چنین نیست و تنها در صفحه دوم یادداشتی کوتاه با عنوان «تاثیر توافق هسته‌ای بر محیط زیست چیست؟» به قلم یک فعّال محیط زیست در این زمینه می بینیم.

نویسنده که مشخص نیست چه تخصصی در زمینه محیط زیست دارد مدعی است «بعد از امضای توافق هسته‌ای، فرصت تعامل و استفاده از دانش، تکنولوژی، مواد اولیه و ثروت طرفین از یکدیگر فراهم می‌شود. کاهش آلودگی هوا و تولید گازهای گلخانه‌ای یکی از معضل‌های ایران است.»

ایشان سپس در ادامه اظهار امیدواری می کندکه «با برداشته شدن تحریم‌ها ایران بتواند گازهای گلخانه‌ای رها شده در جو زمین و همچنین سایر آلودگی‌ها را کاهش دهد».

امّا دقیقاً قرار است کدام دانش، تکنولوژی و مواد اولیه وارداتی، منجر به کاهش آلودگی هوا شود؟ و به چه میزان؟

به مدد بنزین وارداتی، آن هم به بهانه هنوز اثبات نشده آلایندگی بنزین پتروشیمی داخل؟(1)

سؤال دوم این است که کدام کشورها قرار است با برداشته شدن تحریم ها برای کاهش گازهای گلخانه ای به ایران کمک کند؟

آمریکا؟ کشوری که خودش زیر بار پیمان زیست محیطی کیوتو نرفت(2) و بر اساس گزارش آژانس اطلاعات انرژی آمریکا و سازمان بهداشت جهانی با تولید سالانه 5833 میلیون تن انواع گازهای گلخانه‌ای، در رتبه دوم در زمینه تولید این آلاینده ها قرار گرفته است؟(3)

بهتر است در زمینه وضعیت آلودگی هوا در آمریکا و اروپا و راهکار اساسی کاهش آن، به سراغ آرشیو هفته نامه سلامت برویم.

در شماره 506 با ترجمه متنی از نیویورک‌تایمز و با عنوان «آلودگی هوای آمریکا کجا رفت؟» آمده است:

«طبق استانداردهای سازمان جهانی بهداشت، وجود بیش از 10 میکروگرم ذرات معلق در هر مترمکعب هوا برای سلامت مضر شمرده می‌شود ... ولی میزان آلاینده‌ها در 33درصد شهرهای بزرگ بیش از استاندارد سازمان جهانی بهداشت است ... البته استاندارد آلودگی در ایالات متحده 12 میکروگرم در نظر گرفته می‌شود که با این مقیاس فقط 13درصد شهرهای این کشور در تعریف آلودگی جای می‌گیرند.

در مورد اروپا قضیه فرق می‌کند؛ یک شهر اروپایی با تراکم صنعتی متوسط 2 برابر استاندارد سازمان جهانی بهداشت، یعنی 7/21 میکروگرم در مترمکعب، ذرات معلق دارد. به این ترتیب 93درصد شهرهای اروپا طبق این استاندارد، آلوده‌اند...

تا چندی پیش بسیاری از شهرهای ایالات متحده به‌شدت آلوده بودند، به‌طوری که لس‌آنجلس «پایتخت مه‌دود جهان» نامیده می‌شد ...

با مطالعه و مقایسه میزان آلودگی هوا در جهان مشاهده می‌کنیم در کشورهای کم‌درآمد میزان آلودگی هوا بیشتر است. مسلما این آلودگی نه ناشی از طبیعت خاص آن مناطق، بلکه بازتاب طبیعی اولویت‌های اجتماعی هر کشور است و اینکه هر دولتی تا چه حد حاضر باشد مخارج لازم را برای ارتقای منافع سلامت عمومی تامین کند ...»

بنابراین آنچه که در رفع معضل آلودگی هوا در درجه اول اهمیّت می باشد، عزم ملی دولت ها در اولویت بندی تأمین مخارج لازم برای ارتقای منافع سلامت عمومی است و نه چشم امید داشتن به توافق با کشورهایی که خود در این زمینه مسأله دارند؛ چرا که آن کشورها نیز سعی دارند معضلات زیست محیطی خود را بیش از اتکاء به غیر، با عزم و اراده ملّی حل کنند.

در پایان شاید بی مناسبت نباشد برای کسانی که با چشم امید داشتن به توافق با آمریکا در پی حل معضلات زیست محیطی کشور هستند، مروری کنیم به نقش این کشور در تخریب محیط زیست(4):

ادامه مطلب...

 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: جمعه 94/5/2::: ساعت 10:57 صبح

نقد هفته نامه سلامت(14)

هفته نامه سلامت در شماره 522، صفحه 10(سبد خرید) در مصاحبه ای با سخنگوی سازمان غذا و دارو به بررسی این موضوع می پردازد که «کدام محصولات کشاورزی آلوده اند؟»

در این مصاحبه مهندس محمد هاشمی در پاسخ به این سؤال که «مردم از کجا می‌توانند متوجه میزان و وجود آلاینده‌ها در محصولات غذایی شوند؟» ضمن اشاره به لزوم آموزش کشاورزان، می گوید: «راه حل اساسی برای اطمینان از سلامت محصولات، تهیه آنها از مراکز مجاز و تحت نظارت مثل میادین میوه و تره‌بار یا فروشگاه‌های زنجیره‌ای موجود در سطح کشور است.»

اما مگر محصولات کشاورزی میادین میوه و تره بار و فروشگاه های زنجیره ای قبل از عرضه از نظر آلاینده هایی چون نیترات کنترل می شوند؟

جالب اینکه در همین شماره از هفته نامه سلامت در صفحه «با خوانندگان» دکتر رضا صالحی‏ محمدی، متخصص فیزیولوژی و اصلاح سبزی‏ ها و عضو هیات علمی دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران در پاسخ به سؤال یکی از خوانندگان در این باره نظر متفاوتی را بیان می کند:

«در بسیاری از کشورهای دنیا بین کشاورز و مصرف‏ کننده، ارگان ‏هایی وجود دارند که مانند فیلتر عمل می ‏کنند و محصولات کشاورزی را قبل از خرید با دستگاه‏ هایی ارزیابی می‌کنند و اگر نیترات، سم و موادخطرناک موجود در محصول بیش از حد تعیین‌شده باشد، ضمن معدوم ‏سازی آنها از ورودشان به بازار مصرف جلوگیری می‏ شود، اما این کار در ایران انجام نمی‏‌گیرد و کشاورز هر اندازه تشخیص بدهد، به زمینش کود شیمیایی می‏دهد.»

ایشان همچنین معتقد است: « معمولاً هر چه بافت محصول، ماده خشک بالاتری داشته باشد و به اصطلاح گوشتی‏ تر باشد، استعداد بیشتری برای تجمع نیترات دارد.»

در صفحه 9 همین شماره از نشریه دکتر عباس یداللهی، متخصص بیوتنولوژی و عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس نیز توصیه هایی در این خصوص دارد: «هندوانه درشت نخرید و دور خربزه خط بکشید» *

--------------------------

*- متأسفانه برخی لینک های مطالب سایت هفته نامه سلامت(نظیر همین لینک) باز نمی شود. در صورتی که موفق نشدید، همان لینک pdf صفحه 9 را باز کنید.


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: یکشنبه 94/4/28::: ساعت 6:3 عصر

نقد هفته نامه سلامت(13)

هفته نامه سلامت در ستون حرف اول شماره 518 خود در یادداشتی با عنوان «از تفاهم لوزان تا سلامت روان» به قلم یک روانپزشک – که تیتر آن در گوشه سمت چپ جلد آن آمده- ضمن ارایه یک تعریف علمی از واژه امید، مدعی است: «امیدی که بعد از همین تفاهم اخیر در لوزان سوییس در دل طیف گسترده‌ای از مردم به‌وجود آمد، عمدتاً ناشی از هدف‌هایی بود که آنها در دل داشتند؛ مثل توسعه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی. علاوه بر این، راه رسیدن به چنین توسعه‌ای را با تفاهم لوزان برای خود تا حدودی باز دیدند و این دو، آنها را خوشحال کرد و نور امید تازه‌ای در دلشان روشن کرد .»

جناب آقای روانپزشک! چطور دولت آمریکا حق دارد به بهانه حفظ امنیت مردم کشورش- یا به قول شما سلامت روان جامعه- بمب هسته ای داشته باشد اما سلامت روان مردم ما با محدود ساختن توان دفاع موشکی کشور، کوتاه آمدن از حق توسعه و پیشرفت در بهره برداری صلح آمیز از انرژی هسته ای و جلب رضایت جنایت کاران با سابقه کاربرد سلاح های مرگ بار هسته ای تأمین می شود؟

آیا آدرس غلط دادن به جامعه و ایجاد این امید واهی که توسعه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی جامعه، نه در تکیه کردن بر توان داخلی، بلکه در گروی تفاهم با سران کشورهایی است که خود در منجلاب انواع معضلات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی فرو رفته اند، موجب سلامت روان جامعه است؟

جناب آقای دکتر سامرند سلیمی! نظر شما راجب این عبارات به زعم شما بر هم زننده سلامت روان جامعه چیست؟:

« بعضى مغرضین ما را به اعمال سیاست نفرت و کینه توزى در مجامع جهانى توصیف و مورد شماتت قرار مى دهند، و با دلسوزیهاى بی مورد و اعتراض هاى کودکانه مى گویند جمهورى اسلامى سبب دشمنی ها شده است و از چشم غرب و شرق و ایادىشان افتاده است!
که چه خوب است به این سؤال پاسخ داده شود که ملتهاى جهان سوم و مسلمانان، و خصوصاً ملت ایران، در چه زمانى نزد غربی ها و شرقی ها احترام و اعتبار داشته اند که امروز بى اعتبار شده اند!
آرى، اگر ملت ایران از همه اصول و موازین اسلامى و انقلابى خود عدول کند و خانه عزت و اعتبار پیامبر و ائمه معصومین - علیهم السلام - را با دست هاى خود ویران نماید، آن وقت ممکن است جهانخواران او را به عنوان یک ملت ضعیف و فقیر و بى فرهنگ به رسمیت بشناسند، ولى در همان حدى که آنها آقا باشند ما نوکر، آنها ابرقدرت باشند ما ضعیف، آنها ولى و قیم باشند ما جیره خوار و حافظ منافع آنها، نه یک ایران با هویت ایرانى – اسلامى ...»*

جناب آقای روانپزشک! بد نیست قدری در شاخص های سلامت روان تجدید نظر کنید. ظاهراً شاخص های سلامت روان ترجمه شده از غرب، شما را شهروند و مطیع غرب می خواهد؛ اما شما اگر می خواهید به واقع شاگرد مکتب آن ها باشید، باورهای بومی و دینی خود را در شاخص های سلامت روان مد نظر قرار دهید و مترجم صرف نباشید.

با تشکر

-------------------

*- 27 تیر 1367-پیام استقامت امام خمینی(ره) پس از پذیرش قطعنامه 598 به مناسبت سالروز فاجعه کشتار حجاج خانه خدا

----------------------------

لینک در افسران،

 


 
 
 
 

موضوعات وبلاگ

 

لوگوی دوستان

 

درباره خودم


درباره سلامتی

همایون سلحشور فرد
کارشناس رشته مهندسی بهداشت محیط و شاغل در اداره بهداشت و درمان دانشجویی یکی از دانشگاه ها. مطالب این وبلاگ یا نوشته های خودم است و یا تدوین برنامه های شاخصی که در دانشگاه برگزار کردم. خواهشمند است در صورت بهره برداری از مطالب این وبلاگ و انتشار در سایر سایت ها و خبرگزاری ها ضمن ذکر منبع، اینجانب را از طریق ارسال کامنت ذیل همان یادداشت مطلع نمایید.
 

حضور و غیاب

 

اشتراک